نام‌نویسی
پس از تکمیل اطلاعات زیر، گذرواژه برای شما ارسال می‌شود.

به احتمال بسیار قوی برای شما نیز اتفاق افتاده است که پیام هایی با مضامین پزشکی، اجتماعی و یا علمی را از طریق پیام رسان های مختلف از قبیل تلگرام دریافت کرده باشید. مطالبی که تنها ظاهری علمی دارند و در بطنشان شایعات و شنیده های گذشتگان جا خوش کرده است. با ویندوز سنتر همراه باشید.

ادعاهایی مانند اثرات معجزه آور خوردن یک ماده غذایی بر روی یک بیماری خاص، یا جعلیات تاریخی و نقل قول های خلاف واقع از انسان های مشهور همگی از یک چیز سرچشمه می گیرند؛ توهم دانایی.

دنیل جوزف بورستین، تاریخ نگار و نویسنده مشهور امریکایی در جایی می گوید: نادانی بزرگ ترین دشمن علم نیست، بلکه بزرگ ترین دشمن علم توهم دانایی است. توهم دانایی یعنی شخصی خیال کند در خصوص موضوعی به اندازه ای اطلاعات دارد که می تواند در آن خصوص اظهار نظر نماید. این توهم اغلب با اعتماد به نفس کاذب همراه است. شخصی که مبتلا به توهم دانایی است، هرگز از خود نمی پرسد آیا مطلبی که در صدد انتشار آن است دارای منبع می باشد و اینکه آیا این منبع به اندازه کافی معتبر است یا خیر.

15895_182233715255451_2075713300_n

اخیرا یکی از دوستان من ادعایی در خصوص موضوعی تاریخی را از طریق تلگرام برایم فرستاد. من با توجه به اطلاعاتی که به دلیل مطالعه چند کتاب تاریخی بدست آورده بودم با ادعای او مخالفت کردم اما دوست من بی آنکه ذره ای احتمال خطا در ادعای مطرح شده داده باشد به شدت با من به جدل می پرداخت و مرا به سادگی و بی اطلاعی متهم می کرد. در نهایت از او خواستم تا منبع اطلاعات خود را در اختیار من قرار دهد و او در کمال تعجب لینک مطلبی در شبکه اجتماعی کلوب را برایم فرستاد که خود آن مطلب کپی یک پست بدون منبع در وبلاگ یک معلم شیمی بود!

وقتی به او گفتم که لینک و منبع او فاقد اعتبار است با اعتماد بنفسی مثال زدنی و حالتی حق به جانب به من گفت که باید اعتراضم را به مدیر سایت کلوب و بلاگفا اعلام کنم و او کاملا بی تقصیر است و تا زمانی که اعتراض من به نتیجه نرسد ادعای او کاملا درست خواهد بود.

این تجربه موید این مطلب است که بسیاری از ما (حتی خود نگارنده) با مطالبی روبرو می شویم که ممکن است به نظرمان زیبا و منطقی بیاید و یا با توجه به علایق شخصی مان ترجیح بدهیم که مطلب کاملا درست و واقعی باشد و دلمان بخواهد آن را برای نزدیکان و یا آن هایی که می شناسیم بازنشر کنیم. این یک حس کاملا طبیعی است اما باید همواره در نظر داشته باشیم که مطالب علمی، تاریخی، پزشکی و … باید بر مبنای واقعیت و دارای منابع و ارجاعات موثق و معتبر باشند نه احساسات شخصی.

این روزها دسترسی آسان به اینترنت و تریبون مجازی، صرف مواجه شدن با حجم زیاد اطلاعات را برای بسیاری معادل با دانایی جلوه داده است. انسان امروز مانند شخصی است که در سالن کتابخانه ای بزرگ به اندازه وسعت داده های اینترنت نشسته است. اما صرف دسترسی به کتاب های مختلف به معنای خواندن و تجزیه و تحلیل تمامی آن هاست؟ آیا از آنجایی که انسان ها به دلیل نداشتن زمان کافی و البته تنبلی تنها به خواندن چکیده چاپ شده در پشت جلد این کتاب ها بسنده کرده اند، می توانند در خصوص این کتاب ها اظهار نظر کنند؟ و در نهایت نسلی که گرفتار توهم دانایی و غرق در اطلاعات و داده های نادرست و بی اعتبار شده، چه چیزی را قرار است به نسل های بعدی خود آموزش دهد؟

One Response

  1. V.m

    سلام، با فلسفه موضوع فوق موافقم، اما در برخی از مباحث تاریخی وفرهنگی که منابع معتبر و تحریف نشده ای به سادگی یافت نمیشوند، برخی نظرات از فارغالتحصیلان عالی همان شاخه نیز شنیده میشوند که انها هم مثل پستهای توهمی شبکه های اجتماعی تفاوتهای بنیادینی با واقعیت دارند. باید اموخت که هر چیزی که میشنویم الزاما درست نبوده و شک مقدمه یقین است. حتی همین ویکیپدیای فارسی با سایر زبانهای یک مقاله مشخص تفاوتهای اساسی داشته و غلط است جالبتر اینکه توسط فارسی زبانهای تحصیلکرده در همان رشته مورد بحث ادیت شده است.

    پاسخ

Leave a Reply

Your email address will not be published.

Developed by Nasour Naghipour