امروز Saturday 25 May 2019

داستان کوتاه: پِست دُم داران

داستان کوتاه: پِست دُم داران

یک لحظه تصور کنید که ما آدم ها مثل حیوانات دُم داشتیم. چقد همه چیز سخت میشد، مثلا همه مبل ها باید سوراخ داشت که وقتی میشینی اول دُمت رو رد کنی تو و بعد بشینی وگرنه اذیت میشدی. یا مترو که سوار میشدی دُم بود که میموند لای دَر.
گوینده سالن هم میگفت: انقلاب انقلاب مسافرین محترم لطفا از خط زرد جلوتر نرید و مواظب دُم های همدیگر باشید تا زمین نخورید. موقعی هم که در و میخواستن ببندند بلند گوی داخل مترو میگفت مسافرین محترم از در فاصله گرفته و دُم خود را جمع کنید.
صد در صد اون موقع مغازه های متعددی وجود داشتن که متعلقات دُم واسمون فراهم میکردن.
سنجاق دُم، روغن دُم، شانه دُم، دُم صاف کن و….
خانوما دُمپوش باید استفاده میکردند و آقایونم از دیدن دُم اونا محروم بودند.
شاید هر کسی دُم مخصوص به خودش رو داشت دُم یه سریا بلند بود، دم یه سریا کوتاه. یه عده هم دُم خرگوشی!
همین دُم میتونست باعث فخر فروشی عده ای به عده دیگه بشه، دُم کوتاه ها به دم بلند ها غبطه میخوردند و دم خرگوشیا گوشه گیر و تنها…
پسرا حتما تو باشگاه بدنسازی رو دُماشون کار میکردند. بالا دُم، زیر دُم، بغل دُم…
بچه که به دنیا میومد زنگ میزدن به هم میگفتن: سه کیلو نیم وزنشه ماشالا یه متر دُم داره بچم.
هر کی سرطان دُم میگرفت دمش و میبریدن، دُم بریده میشد.
میتونستیم به یه میله تکیه بدیم، یا دممون رو اهرم کنیم و هر جایی استراحت کنیم.
عشاق تو خیابون که راه میرفتن از پشت دم در دُم تو غروب محو میشدن.
دُم پزشکا کارشون سکه بود، چون ملت کلا زیاد رو دُم هم پا میذارن.
سیاسیون واسه هم دُم پوش درست میکردند و به دُم هم گیر میدادند.
انسان ها بخاطر دُمای منحصر به فردشون کشته و قاچاق میشدند.
دخترا رنگ موهاشون رو با دمشون ست میکردن و اندازه دمشون رو مخفی نگه میداشتن.
خدا خر و شناخت بهش شاخ نداد آدمم شناخت دم نداد!

پایان

داستانهای ویندوز سنتر را از اینجا بخوانید…

کیا والنتینو وبسایت شخصی
از بچگی عاشق بازیگری و نویسندگی بودم شیش سال پیش در فیس بوک صفحه ای محلی به لهجه همدانی درست کردم و اونجا داستان مینوشتم بعدتر که فیس بوک دیگه رونقی نداشت به تلگرام روی آوردم و داستان هایی که نوشته بودم به صورت نمایشنامه صوتی در آوردم و الان هم نیز در حال پیشرفت تو این زمینه به صورت تخصصی هستم . تحصیلاتم مهندسی مکانیک هست و 25 سال سن دارم اهل همدان ، ساکن تهران ID telegramam : kiyavalentino

یک دیدگاه ارسال شده!

  • Reza گفت:

    عالیه

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.