نام‌نویسی
پس از تکمیل اطلاعات زیر، گذرواژه برای شما ارسال می‌شود.

خوبی تعطیلات طولانی مدت این است که خستگی را درست و حسابی از تن آدم در می آورد. می شود راحت وقت گذاشت و به سفر رفت. می شود کارهای عقب مانده را راست و ریس کرد و آن هایی را دید که به هزار و یک دلیل نمی شد درست و حسابی ملاقاتشان کرد. اما بدی اش این است که جسم و روح آدم با خوش گذرانی و تعطیلات اخت می شود و آن وقت فکر کردن به روز اول کاری حسابی آدم را به وحشت می اندازد. این طوری می شود که روزهای آخر می نشینیم به حساب و کتاب که چقدر وقت استراحت برایمان باقی مانده است. مثلا از دهم فروردین همه اش به خودمان می گوییم خدا را شکر که سه روز دیگر باقی مانده و دلمان خوش می شود. اما یواش یواش این روزهای آخر هم سر می رسند و روز سیزده به در می افتیم به ساعت و دقیقه شماری. صبح روز سیزدهم همچنان خوشحالیم که هنوز یک روز توی حسابمان باقی مانده و این خوشحالی با گذر زمان و نزدیک شدن به ساعات پایانی روز جایش را به استرس و نگرانی و ناراحتی می دهد. چه فکر مایوس کننده ای؛ قرار است از فردا دوباره همان روزهای تکراری شروع بشوند. دوباره باید سر کارمان برویم، باید بار و بندیلمان را ببندیم و بریم شهر دیگر دانشگاه و سر کلاس های 8 صبح حاضر بشویم. باز هم فصل امتحانات می آید و باید بیفتیم به درس خواندن. و در آخر می رسیم به این آرزوی دست نیافتنی: ای کاش امروز روز 29 اسفند بود!

تعطیلات

اما واقعیت این است که دنیا به آخر نرسیده! تنها چیزی که به آخر رسیده تعطیلات نوروز است. همه ما این جمله کلیشه ای را به خاطر داریم که اگر هر روز کار تعطیل بود دیگر استراحت و تعطیلات لطفی نداشت. این عبارت هر چقدر هم که کلیشه ای باشد واقعیت محض است. بسیاری از ما روزهای بیکار بودن را سپری کرده ایم. اینکه هر روز صبح بیدار بشویم و از اینکه همه می روند سر کار و ما جایی را نداریم که برویم و یا کاری را نداریم که انجام دهیم دلخور باشیم. راستش حتی اگر وضع مالی مان توپ هم باشد بعد از یک ماه استراحت و بیکاری حوصله مان سر می رود و دلمان می خواهد یک برنامه روتین و روزمره توی زندگی مان داشته باشیم. مثلا خیلی هایمان به خاطر بیکاری ادامه تحصیل می دهیم و بعضی هایمان رو می آوریم به ورزش و دل مشغولی های دیگر. دلیل اینکه از استراحت، تفریح و بیکاری مدام گریزان هستیم فقط و فقط یک چیز است: نمی توانیم زیادش را تحمل کنیم. انگار که باید به یک برنامه روزمره متکی باشیم و اگر هر روز به تفریح و استراحت بگذرد احساس خسران می کنیم. واقعیت این است که آدم ها به این کار کردن ها، دانشگاه رفتن ها، خستگی ها و روزمرگی ها احتیاج دارند تا بتوانند لذت زندگی کردن را احساس کنند و از طرفی بتوانند هزینه این لذت ها را تامین کنند. اما منظور از این هزینه ها تنها هزینه های مالی نیست. آدم زمانی می تواند از خوردن غذا لذت فراوانی ببرد که گرسنه باشد یا اینکه خوابیدن زمانی درست و حسابی به آدم می چسبد که خسته و کوفته باشد. تعطیلات هم همین است! وقتی درست و حسابی به آدم می چسبد که از روزمرگی ها به اندازه کافی خسته شده باشیم.

همه می گویند انسان در تعطیلات استراحت می کند تا برای کار کردن آماده بشود. اما راستش به عقیده من آدم کار می کند، درس می خواند و درگیر روزمرگی هایش می شود تا برای تعطیلات و لذت بردن از زندگی آماده بشود. شما چطور فکر می کنید؟

پیوست
منبع: WindowsCenter

Leave a Reply

Your email address will not be published.

Developed by Nasour Naghipour